X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

دست‌های بهاری تو  چاپ

تاریخ : دوشنبه 28 شهریور‌ماه سال 1384 در ساعت 11:06 ق.ظ

 تقدیم به یک آشنا



دست‌های بهاری تو
 
وقتی بیایی، تمام شاپرکها به احترامت سرخم می‌کنند.

لبخند که بزنی، ستاره‌ها می‌درخشند و با حرفهای آسمانی‌ات
 
ظلمتها و دروغها درهم می‌شکند.

دستهایت را که می‌بویم، پر از عطر سخاوت و همیشه بهارها و

مریمیهاست، و درآن نگاهت آرامش و صداقت موج می‌زند.

من تمام کوچه‌باغهای زمین را برای یافتنت زیرپا گذاشته‌ام،

اما تو در باغهای آسمانی هستی.

صدایت می‌زنم و تو با آن قلب مهربانت از یاد نمی‌بری که
 
جوابم را بدهی، آن وقت دستهایت پلی می‌شود برای رسیدن من به تو .
 
به تو که می‌رسم وجودم
 
ستاره‌باران می‌شود و قلبم روشن.

با تو که باشم، دستهای بهاری‌ات یاری‌ام می‌دهند که در

اوج شکست واژه امید را تجربه کنم.


تو را می‌شناسم، همیشه شناخته‌ام، همان کسی که با خود

عطر سیب سرخ را در فضا پراکنده می‌کند، تو برای من تنها
 
یک معنا داری، معنی دوست داشتن در

سرزمین واقعیتها.



دوستت دارم ای آشنای من ...