
این کشته فتاده به هامون حسین توست
چه گذشت بر دل اهل بیت شما
چه گذشت بر دل زینب
غمی که تا ابد تاریخ شرمنده آن است
************
محرم را آمیخته دیدم با عشق
و عشق را آمیخته دیدم با ایثار
و ایثار را با ابوالفضل
صبر را با زینب
و شهامت را با حسین
|
|
السلام على الحسین ، وعلى علی بن الحسین ،
وعلى أولاد الحسین وعلى أصحاب الحسین
امام حسین علیه السلام:
آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود
و باطل نهی نمی گردد؟
در چنین شرایطی مؤمن باید مشتاق دیدار خداوند باشد.
-----------------------------
سلام بر تو ای ماه درد و ماتم سلام بر تو ای ماه محرم
سلام بر غصه های قلب زینب سلام بر ناله ها و ذکر زینب

شیعه یعنى شوق، یعنى انتظار
شیعه یعنى شوق، یعنى انتظار
صاحب آیینه تا صبح بهار
شیعه یعنى صاحب پا در رکاب
تا که خورشید افکند رخ از نقاب
فاش مىبینم ملائک صف به صف
این غزل خوانند با تنبور و دف
عشقبازان، شور و حال آمد پدید
میم و حاى و میم و دال آمد پدید
شب نشینان دیده را روشن کنید
آن مه فرخنده حال آمد پدید
آمد آن روزى که در نا باورى
سرزند از غرب مهر خاورى
راستین مردى رسید با تیغ کج
شیعیان الصبر مفتاح الفرج
چیست آن تیغ سفید آفتاب
بىگمان لاسیف إلّا ذوالفقار
حیدر از محراب بیرون مىزند
شب نشینان را شبیخون مىزند
آفتاب، اى آفتاب، اى آفتاب
از نگاه بندگانت رخ متاب
از فروغت دیده ادراک چاک
از فراغت، اشک مدفون زیر خاک
آفتاب شیعه از مغرب درآ
بار دیگر سرزن از غار حرا
بت پرستان ترکتازى مىکنند
با کلام الله بازى مىکنند
تیغ بر کش تا تماشایت کنند
تا که نتوانند حاشایت کنند
پاک کن از دامن دین ننگ را
این عروسکهاى رنگارنگ را
این سخن کوتاه کردم والسلام
شیعه، یعنى تیغ بیرون از نیام
محمد رضا آغاسی رحمه الله علیه
![]()
آغاز ماه محرم و شروع مصائب امام ابا عبدالله الحسین(ع) را
خدمت تمامی عاشقان اهل بیت تسلیت عرض می کنم.
امید است ما جزء عزاداران واقعی آن حضرت باشیم.
باز محرم رسید

باز محرم رسید، دلم چه ماتمزده
کسی میان این دل، خیمه ماتم زده
باز محرم رسید، شدم چه حیران و مست
از این همه عاشقی، دوباره ام مست مست
باز محرم رسید، میکده ها وا شدند
تمام عاشقانت، واله و شیدا شدند
باز محرم رسید، این من و گریه هایم
رفع عطش می کند، فرات اشک هایم
باز محرم رسید، شهر سیه پوش توست
دل ، نگران رنج خواهر مظلوم توست
باز محرم رسید، مدرسه عشق باز
کلاس درس زینب، کار نموده آغاز
باز محرم رسید، وعده گه بیدلان
فصل جنون و مستی، صاحبِ صاحبدلان
باز محرم رسید، تا سحر آواره ام
میان میخانه ها، مستم و دیوانه ام
باز محرم رسید، عاشقی سوداگریست
گرمی بازار عشق، شور دل زینبیست