X
تبلیغات
رایتل

ولادت با سعادت بنت الزّهراء و امیرالمؤمنین، حضرت زینب سلام الله  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1385 در ساعت 07:31 ب.ظ

ولادت با سعادت بنت الزّهراء و امیرالمؤمنین، حضرت زینب کبری را به همه محبین و عاشقان اهل بیت

 تبریک و تهنیت عرض میکنم

اسعد الله ایامکم

کل عام و انتم بالف الف خیر

  

زینب کبری مهین مشکات نور

عالمی روشن ز نورش همچو طور

دختر زهرا که ماه آسمان

سجده آرد نزد او بر آستان

       

کلمه «زینب» از دو بخش «زین» یعنی زینت و «اَب» یعنی پدر ترکیب یافته است، و زینب یعنی زینت بابا.

جد اعلای پدر و مادری زینب(ع)، عبدالمطلّب بن هاشم است که، امین کعبه، سقّای حجّاج و مهماندار خانه خدا بوده، و خداوند او را از شرّ سپاه فیل سوار ابرهه که از حبشه برای خراب کردن خانه خدا آمده بودند حفظ کرد. او هرگز به بتپرستی نزدیک نشد.

جدّ مادری زینب(ع) محمد رسولالله، و خانمالانبیاء است، و جدّه مادری او «خدیجه بنت خویلد» میباشد. خدیجه امالمؤمنین، یعنی همسر پیامبر و مادر همه اهل ایمان است. تاریخ درباره او گواهی می دهد: خدیجه اولین زنی است که پیغمبر(ص) با او ازدواج کرد، و به اتفاق نظر همه مسلمانان، اولین انسانی است از زنان، که در برابر پیغمبر تسلیم شد و ایمان آورد، و در روزگار جاهلیت هم، طاهره، یعنی زن پاک و مقدس، نامیده میشد.

پدر زینب، علی بن ابیطالب(ع) - پسرعمو و وصّی رسول خدا - اولین کسی است که در کودکی به پیامبر ایمان آورد و اسلام را پذیرفت. او در میان «قبیله قریش» شجاعترین، دانشمندترین و جوانمردترین افراد بود.

مادر زینب، فاطمه زهراست- محبوبترین دختران پیامبر نزد آن بزرگوار- کسی که از نقطه نظر خلقت و خصلت شبیهترین افراد به پیغمبر است و خداوند به او امتیازاتی بخشیده، کسی که حلقه پیوند رسالت و امامت است و از دامن پاک او، درخت سلاله پیامبر شاخه و برگ می رویاند، و میوههای شیرین اهل بیت(ع) را به بوستان تاریخ تقدیم میدارد.   مادر زینب(ع) فاطمه است، پاره تن پیامبر، آن که خشنودی او به خشنودی پیغمبر(ص) وابسته است، آن که اگر خشمناک شود، پیغمبر(ص) هم غضبناک میگردد، آن بانوی دانشمند و با بصیرت، عابد و زاهد، مبارز و مجاهد، دلسوز و فداکار، مقاوم و سرسخت در برابر کجیها و در یک سخن همانطور که حبیب خدا و رسولالله(ص) فرموده: « سیّدة نساء العالمین»؛ فاطمه(ع) از هر جهت، سالار و سرآمد همه بانوان جهانیان است.

 

پنجم جمادی الاولی سال پنجم و ششم هجری (1) روز ولادت با سعادت بانوی قهرمان کربلا و پرچمدار نهضت حسینی علیه السلام ، حضرت زینب کبری سلام الله علیها می باشد.  

این روز را روز پرستار نامیده اند و علت آن است که حضرت زینب پرستاری امام زمانش ، حضرت سجاد علیه السلام  و دیگر بیماران و مصیبت زدگان اهل بیت را بر عهده داشت، و ضمن انجام رسالت مهم و تبلیغ نهضت حسینی ، از پرستاری بیمار کربلا ، با تحمل آن همه سختیها و ناملایمات غافل نبود.

اما از انصاف به دور است کسی که خانم زینب را صرفاً پرستار بیمار بداند، چرا که پرستاری از بیمار یکی از کوچکترین مسئولیت های حضرت بود. هر چند پرستاری ، وظیفه سنگین و ارزشمندی است و پرستار متعهد باید باصبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملایمات را برای انجام خدمتش داشته باشد و چنین کاری از عهده هر کس بر نمی آید ولی با این حال ، مقام زینب سلام الله علیها، آنقدر والا و عظیم است که باید ایشان را پرستار نهضت و انقلاب حسینی بنامیم. زیرا این پرستاری ، به مراتب مهمتر و سرنوشت سازتر از پرستاری بیمار بود . زینب علیها السلام نقش حفاظت از قیام خونبار حسینی را بر عهده داشت که اگر چنین نبود ، خون امام حسین علیه السلام پایمال می گشت.

حضرت زینب علیها السلام در پسِ آن مصیبتها ، آنچنان بار سنگین پرچم ولایت را بر دوش گرفت و در برابر کفر ایستاد و خطابه خواند تا مردم را بیدار نمود و پس از آن حرکتهای اسلامی ایجاد شد.

القاب حضرت زینب علیها السلام

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نام او را " زینب" یعنی زینت پدر گذارد. دیگر لقب های حضرت عباتند از :

عقیله بنی هاشم، عقیلة الطالبین ، عقیلة النساء، عقیله قریش،  ام المصائب، زینب کبری، صدیقه صغری، عالمه غیر معلمه، عارفه ، عامله، شریک الحسین ، محبوبه مصطفی، زاهده، باکیه.

 

برگی از پرستاری نهضت حسینی

امام حسین علیه السلام قبل از شهادت ، سفارش های لازم را به زینب علیها السلام نمود و پرستاری نهضت را به او واگذار کرد ، او را به صبر و بردباری امر نمود و با قلبی محکم و بی هراس از آینده نهضت ، به سوی میدان حرکت کرد. زینب (س) نیز پرچم پر افتخار امام زمانش ، حسین علیه السلام را بر دوش گرفت و مانع افتادن پرچم الهی بر زمین شد و با اقتدار و شهامتی که تاریخ نظیرش را ندیده ، در برابر ظلم و ستم ایستادگی نمود.

راستی چه رادمردی است این زن ، که با آنهمه مصیبت های سخت که هر یک کوهی را به لرزه در می آورد و انسان را مضطرب و از خود بی خبر می سازد ، در برابر سنگدل ترین ، تند خوترین و تبهکارترین انسان روی زمین، آن سان با کبر و مناعت برخورد می کند که همه را به شگفتی وامی دارد .

زن مگو ، مرد آفرین روزگار .

.زن مگو، بنت الجلال ، اخت الوقار

زن مگو، کمتر کنیزش حورعین .

زن مگو، دخت امیر المومنین .

ابن زیاد که آن همه کبر و بی اعتنایی را از یک زن رنج کشیده و ماتم زده می بیند ، انگشت حیرت به دهان می گیرد و می خواهد او را کوچک شمارد، با تکبری انتقام جویانه رو به حضرت زینب نموده می گوید: " خدای را شکر می کنم که شما را رسوا ساخت ، مردانتان را کشت و سخنانتان را دروغ گردانید . " زینب (س) با عظمت ، نگاهی تحقیرآمیز به آن سرکش بی نام و نسب می کند و فریاد بر می آورد که :" سپاس خدای را که ما را با انتصاب به پیامبرش ، گرامی داشت و از آلودگی و ناپاکی دور ساخت و شخص تبه کاری چون تو را رسوا کرد."

ابن زیاد که منتظر چنین جواب تندی نبود، از حضرت می پرسد:" کار خدایت را درباره خاندانت چگونه دیدی ؟ " ، حضرت با سربلندی و مناعت می فرماید :" والله ما رأیت الا جمیلا..." . " به خدا قسم  جز نیکی و زیبایی ندیدم ، آنان قومی بودند که خداوند کشته شدن در راهش را بر آنها نوشته بود و لذا با شجاعت به قتلگاه خویش شتافتند  ولی به زودی خداوند تو و آنان را در یک جا گرد آورد تا در پیشگاهش محاکمه شوی."

این سخن حضرت زینب علیها السلام چقدر تکان دهنده است و انسان را وا می دارد که در برابر آن همه عظمت و بزرگواری ، احساس شرمساری و حقارت کند که این زینب پس از آن همه مصیبت، چون برای رضای خداست ، همه را زیبا می بیند و حال آنکه عموم انسانها در برابر کوچکترین اذیت و آزاری ، کوچک و زبون می شوند . چقدر فاصله است میان آسمان عظمت زینب و دنیای پست دنیا خواهان.

یکى از بارزترین اوصاف انسان‏هاى کامل، صبر و بردبارى در فراز و نشیب‏هاى روزگار و تلخى‏هاى دوران است. قرآن کریم در آیات متعددى به صابران بشارت داده  و پاداش‏هاى فراوان آن‏ها را یادآورى نموده است. زینب علیهاالسلام از این جهت در اوج کمال قرار دارد. در زیارتنامه آن حضرت مى‏خوانیم:« لقد عجبت من صبرک ملائکة السماء؛ ملائکه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند.» مخصوصا در ماجراى کربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان داد، که صبر از روى او خجل است.

خدا در مکتب صبر على پرداخت زینب را 

 براى کربلا با شیر زهرا ساخت زینب را

 

بسان لیلة القدرى که مخفى ماند قدر او 

کسى غیر از حسین بن على نشناخت زینب را ...

 

سلام بر تو اى کسى که صبر شد حقیر تو 

ندیده بعد فاطمه جهان زنى نظیر تو

 

در مجلس ابن زیاد؛ آن گاه که آن ملعون با نیش زبانش نمک به زخم زینب مى‏پاشد و براى آزردن او مى‏گوید:«کیف رایت صنع الله باخیک واهل بیتک کار خدا را با برادر و خانواده‏ات چگونه یافتى؟» او در واقع با تعریض مى‏خواهد بگوید که دیدى خدا چه بلایى به سرتان آورد؟ زینب علیهاالسلام در پاسخ درنگ نمى‏کند، با آرامشى که از صبر و رضاى قلبى او حکایت داشت فرمود:« ما رایت الا جمیلا.جز زیبایى ندیدم.» ابن زیاد از پاسخ یک زن اسیر در شگفت مى‏ماند، و ا ز این همه صبر و استقامت و تسلیم او در مقابل مصیبت‏ها متعجب مى‏شود و قدرت محاجه را از دست مى‏دهد