X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

اعیاد مبارک دعامون کنید چون خیلی محتاجم ممنون از شما..  چاپ

تاریخ : شنبه 2 دی‌ماه سال 1385 در ساعت 06:11 ب.ظ

hspace=0

http://kanezahlebit.blogfa.com/

هذی هم عیدیه للجمیع بلاخص محبین اهل البیت والساده

همشهریان خونگرمم عیدی رو از سایت اصلی شهر از طرف شرکت بگیرید

اینترنت رایگان درروزعیدغدیرخم

 دعا واسه عاقبت بخیر شدن همگی جوونها بحق امام علی علیه السلام

اى شاه نجف که حاوى نه فلکى
در سفره‏ى نعماى الهى نمکى
از بعد محمد که بود ختم رسل
فرمانده خلق از سما تا سمکى

شخصیت ممتاز جهان است على
حاکم به زمین و آسمان است على
در روز غدیر خم، محمد فرمود
مولاى چو من، به انس و جان است على


..ولادت امام هادی مبارک..

صفاى مدینه

 

امشب فزوده‏ اند صفاى مدینه را..نور خدا گرفته فضاى مدینه را
با جلوه‏ هاى اشرقت الارض قدسیان ..بستند چلچراغ سماى مدینه را
روح الامین بیاد بهار نزول وحى ..گلبوسه مى ‏زند سرو پاى مدینه را
بیت النبى و گنبد خضرا و مسجدش ..بخشیده لطف صحن و سراى مدینه را
در وادى قبا به تماشا نشانده‏ اند..آن نخلهاى سبز قباى مدینه را
آن گونه خرم است که گویى گشوده ‏اند ..بر هشت خلد پنجره‏ هاى مدینه را
عطر و گلاب لاله بدین گونه دلپذیر..تغییر داده حال و هواى مدینه را
نور جمال حضرت هادى است که اینچنین ..روشن چو روز کرده فضاى مدینه را
ماهى دگر به محور خورشید عشق تافت ..تا روشنى دهد همه جاى مدینه را
آنسان که بود هجرت والاى احمدى..تاریخ ساز شهر و بناى مدینه را
این وارث رسول هم از راز هجرتش ..تا سامرا رساند صفاى مدینه را
گلبانگ شادى است بگوش فرشتگان ..فریاد مکه را و نداى مدینه را
کاین ماه جلوه‏اى ز جمال محمد است ..ابن الرضاى دوم آل محمد است

  ذی الحجه ولادت باسعادت امام هادی علیه السلام
نمونه هایى از مواضع روشنگرانه امام هادی (ع)

باز داشتن فردى از گناه
مـردى کـه کـارى بـراى امـام (ع ) انـجام داده بود و به ازاء آن ، مبلغ چهارصد درهم از آن حضرت طـلب داشـت بـه دوسـت خـود گـفـت : (دویـسـت درهـم از ایـن پول را پارچه اى مى خرم تا با آن کار کنم و دویست درهم باقیمانده را خرما مى خرم ، تا از آن نـبـیـذ شـراب درست کنم .) دوستش مى گوید: (من با شنیدن این سخن روى از او برگرداندم . در ایـن هـنگام امام هادى (ع ) رسید و در حالى که آثار خشم در چهره اش نمودار بود از مرکبش ‍ فرود آمد و فرمود:
(مقبل ! به اندرون برو و چهارصد درهم بیاور و به این ملعون بده و به او بگو: این حقّ توست ، بـا دویـسـت درهـم آن پـارچـه بـخـر و نـسـبـت به تصمیمى که درباره دویست درهم باقى مانده گرفته اى از خدا بترس !)
(مـقـبـل ) مـى گوید: من پولها را به او دادم و پیام امام (ع ) را نیز ابلاغ کردم ، او گریه کرد و گـفـت : (سـوگـنـد بـه خـدا، هـیـچ نـبـیـذ و مـُسـکـر دیـگـرى نـنـوشـیـده ام و سرور تو این را مى داند.).(112)

سعى بر حفظ جان یاران خود
محمّد بن داوود قمّى و محمّد طلحى مى گویند:
(امـوالى از خـمـس ونـذر و هـدیـه و جـواهر آلات را که از مردم قم و اطراف آن جمع آورى شده بود بـراى امـام هـادى عـلیـه السّلام مى بردیم که ناگهان پیک آن حضرت در بین راه رسید و گفت : بـرگـردیـد کـه الان زمـان دریـافـت آنـهـانـیـسـت . مـا از هـمـانـجـا بـه قـم بـازگـشـتـیـم و امـوال یـاد شـده را در جـاى امـنـى نـگـهدارى کردیم . پس از چند روز فرمان آن حضرت رسید که کـاروانـى از شـتـران را بـه سـوى شما فرستادم ؛ اموالى که نزدتان هست بر آنها بار کنید و آزادشـان بـگـذاریـد. مـا طـبـق دسـتـور امـام (ع ) عـمـل کـردیـم . سـال دیـگـر کـه به محضر امام (ع ) رسیدیم فرمود: آنچه را که براى ما فرستادید بنگرید. هدایا و اموال را همانگونه که فرستاده بودیم نزد آن حضرت یافتیم .).(113)
در جـریـان دیـدار (صـقـر بـن اءبـى دُلَف ) بـا پـیـشـواى دهـم (ع ) در زنـدان متوکّل ، پس از گفتگوهایى که بین آن دو انجام گرفت ، حضرت به او فرمود:
(زود وداع کن و از اینجا بیرون رو که بر تو ایمن نیستم .).(114)
در نـامـه اى کـه آن حضرت به دو تن از یاران و وکلاى خود نوشت با یادآورى یک سلسله نکات اطّلاعاتى آنان را از خطرات احتمالى دور داشت . خلاصه این نامه ارزشمند چنین است :
(اى ایـوب بـن نـوح ! بـه تـو دسـتـور مـى دهـم کـه از ارتباط و رفت و آمد زیاد با (ابو على ) بـپـرهـیـزى و هـر کـدام از شـمـا در قـلمـرو مـاءمـوریـّت خـود مـشـغـول انـجـام کـارهـاى مـحـوّله بـاشـیـد؛ و حـتـّى اگـر شـمـا بـر اسـاس دسـتورالعمل تعیین شده رفتار نمایید از ارتباط با من نیز بى نیاز خواهید بود. و نیز به شما دسـتـور مـى دهـم کـه از اهـالى بـغـداد و مداین چیزى را که براى شما مى آورند نپذیرید، و نیز بـراى دیـدار بـا مـن بـه آنان وقت ملاقات ندهید؛ و کسانى را که از خارج قلمرو ماءموریتّى شما براى شما چیزى مى آورند به وکیل ناحیه مربوطه راهنمایى کنید. و لازم است هر یک از شما این دستورها را پذیرفته و اجرا نماید.).(115)

حمایت و دستگیرى از دوستان
عـلى بـن جـعـفـر از وکـلاى امـام هـادى (ع ) بـود کـه در پـى سـعـایـت از او نـزد مـتـوکـّل ، دسـتـگـیـر و بـه زنـدان افـکـنـده شـد و زمـان زیـادى را در زندان سپرى کرد. یکى از دربـاریـان و نـزدیکان متوکّل در قبال دریافت سه هزار دینار تعهّد کرد او را از زندان آزاد کند. ولى وقـتـى خـبـر بـه مـتـوکـّل رسـیـد سـخـت مـخـالفـت کـرد و گـفـت : او وکیل ابوالحسن هادى است و من تصمیم بر قتل او دارم .
على بن جعفر، پس از آگاهى از تصمیم متوکّل سخت بیمناک شد. نامه اى به امام هادى (ع ) نوشت و موقعیّت سخت و خطرناک خود را براى آن حضرت یادآور شد. امام علیه السّلام در پاسخ نوشت کـه در فـکـر او هـسـت و بـرایـش دعـا خـواهـد کـرد. در پـرتـو دعـاى امـام (ع )، متوکّل همه زندانیان از جمله على بن جعفر را آزاد کرد و از او عذرخواهى نمود.
مردى وحشت زده و در حالى که برخود مى لرزید بر امام نقى (ع ) وارد شد و گفت :
(فرزندم به جرم دوستى شما دستگیر شده و همین امشب او را مى کشند.)
امام (ع ) با خونسردى فرمود:
(بیمناک مباش ! فرزندت فردا خواهد آمد.)
بـا دعـاى امـام (ع ) و امـدادهـاى الهـى روز بـعـد فـرزنـدش آزاد شـد و نـزد پـدر بـازگـشـت ..(116)
(ایوب بن نوح ) مى گوید:
(بـه امـام هـادى (ع ) نـوشـتم : (جعفر بن عبدالواحد قاضى ) متعرّض من شده و مرا در کوفه مورد آزار قرار مى دهد.)
امام (ع ) در پاسخ نوشت : (تا دو ماه دیگر از شرّ او رها مى شوى .)
وى پس از دو ماه از مقام خود عزل شد و من از شرّش راحت شدم .).(117)
(کافور خادم ) مى گوید:
(در نـزدیـکـى مـحـل سـکـونـت امـام (ع ) روسـتـا مـانـنـدى بـود کـه صـاحـبـان صـنـایـع در آنـجـا مـشـغـول کـار بـودنـد. از جـمـله آنان فرد صنعتگرى به نام (یونس نقّاش ) بود که با امام (ع ) رابطه داشت و به آن حضرت خدمت مى کرد.
وى ، روزى در حالى که از وحشت بر خود مى لرزید خدمت امام (ع ) رسید و سفارش خانواده اش را به امام (ع ) کرد و گفت : مى خواهم (از این شهر) کوچ کنم .
امـام (ع ) از عـلّت آن پرسید. گفت : (موسى بن بُغا) نگین گرانبهایى براى من فرستاد تا بر روى آن نـقـش بـرآورم ؛ ولى آن نـگـیـن در دسـت مـن شـکـسـت و فـردا هـم مـوعـد تحویل آن است . (وقتى بفهمد من آن را شکسته ام ) یا مرا هزار تازیانه مى زند و یا مى کشد.
امـام (ع ) رو بـه (یـونـس ) کـرد و بـا خـونـسـردى فـرمـود: بـه منزل برو تا فردا؛ چیزى جز خیر پیش نخواهد آمد.
روز بعد دوباره در حالى که از ترس مى لرزید خدمت امام (ع ) رسید و گفت : هم اکنون فرستاده (بـُغـا) آمـده و درخـواسـت نـگـیـن را مى کند. امام (ع ) فرمود: به سوى او بازگرد جز خیر چیزى نخواهى دید.
(یـونـس ) از نزد امام (ع ) رفت ، ولى پس از چند لحظه خندان بازگشت و گفت : پیک نزد من آمد و گـفت : کنیزان (به خاطر آن نگین ) با یکدیگر به نزاع پرداخته اند؛ اگر ممکن است آن را نصف کن ، اجرت اضافى آن را به تو خواهیم داد.
امام (ع ) دست به دعا برداشت و گفت : خداوندا! حمد و سپاس تنها تو را سزاست ، به خاطر آنکه ما را از کسانى قرار دادى که بحقّ تو را سپاس مى گویند.).(118)
(یسع بن حمزه قمى ) مى گوید:
(عمر بن مسعده وزیر معتصم نسبت به من بسیار بد رفتار کرد؛ چندانکه بر جان خود از او بیمناک شـدم . طـىّ نـامـه اى بـه امـام هـادى علیه السّلام از او و کارهایى که نسبت به من انجام داده بود شکایت کردم .
حـضـرت در پـاسـخ نـوشـت : (هـیـچ تـرس و بیمى از او نداشته باش ، خداوند را با این کلمات بـخـوان که هر چه سریعتر تو را از آن گرفتارى رهایى مى بخشد؛ زیرا خاندان پیامبر(ص ) بـه گـاه بـروز گـرفتارى و پیدایش دشمنان و به هنگام ترس از فقر و دلتنگى ، خدا را با این کلمات مى خواندند.)
به دستور امام (ع ) عمل کردم ، هنوز پاسى از روز نگذشته بود که پیک وزیر رسید و مرا نزد او بـرد. وقـتـى نـگـاه (عـمـر بـن مـسـعـده ) بـه مـن افـتـاد لبـخـنـد زد و دسـتـور داد غـل و زنـجـیـر را از دسـت و پـاى مـن بـاز کـردنـد و پـس از تـجـلیـل و عذرخواهى از من ، مرا به سرزمینى که در آنجا حکومت مى کردم بازگرداند و حتى بر قلمرو حکومتى من افزود.)

فراهم کردن زمینه غیبت حضرت مهدى (ع) .(119)
بـا تـوجـه بـه آگـاهـى و شـنـاخـتـى کـه پـیـشـواى دهـم عـلیـه السـّلام از اوضـاع و احوال دوران خود و همچنین دوران فرزندش امام عسگرى علیه السّلام داشت و مى دید روز به روز جوّ فشار و اختناق ، شدیدتر و حساسیّت دستگاه خلافت نسبت به امامان شیعه بیشتر مى گردد و همین امر در آینده نزدیک تاریخ امامت را در آستانه تحوّلى جدید و بى سابقه ـ یعنى غیبت امام (ع ) از انـظـار ـ قـرار مـى دهد، یکى از محورهاى کارى خود را آماده ساختن اذهان شیعیان نسبت به غیبت نوه بزرگوارش حضرت مهدى (ع ) قرار داد.
فعّالیّتهاى امام (ع ) در این زمینه در شعاعى محدود و با نهایت دقّت و احتیاط صورت مى گرفت و سـعـى حـضـرت بـر ایـن بـود کـه هـیـچ مشخّصه اى از حضرت مهدى (ع ) ـ حتى نام او ـ براى نامحرمان بازگو نشود تا مبادا به گوش حکمرانان عبّاسى برسد. اینک چند نمونه بیانگر این موضع :
# در روایت مفصّلى (عبدالعظیم حسنى ) عقاید خود را بر امام هادى (ع ) عرضه کرد. در بخش امامت ، یـکـایـک امـامـان را نـام بـرد و چـون به امام هادى (ع ) رسید درنگ کرد. امام (ع ) سخن او را پى گرفت و فرمود:
(پس از من حسن است ، پس مردم با جانشین او چگونه خواهند بود؟)
عبدالعظیم پرسید: چگونه سرورم !؟ فرمود:
(زیرا او دیده نمى شود و جایز هم نیست نام او برده شود تا زمانى که قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید همانسان که از ظلم و جور پر شده است .).(120)
# (على بن عبدالغفّار) مى گوید:
(شـیـعـیـان پـس از درگـذشـت امـام جـواد(ع ) بـه امـام هـادى (ع ) نوشتند و از جانشینى آن حضرت پرسیدند. امام (ع ) در پاسخ نوشت : (امر امامت تا مادامى که من زنده ام با من است و پس از من با جـانـشـیـنـى کـه تعیین مى کنم . پس ‍ چه خواهد بود براى شما نسبت به (خلف ) بعد از (خلف )؟ ).(121)
# (على بن مهزیار) مى گوید:
(بـه ابـوالحـسن عسکرى نوشتم و از آن حضرت از (فَرَج ) پرسیدم . در پاسخ نوشت : (زمانى که صاحب الامر شما از سرزمین ستمگران غیبت کرد منتظر (فَرَج ) باشید.).(122)
# (ایوب بن نوح ) از امام هادى (ع ) نقل مى کند که آن حضرت فرمود:
(زمـانـى کـه پـیـشـواى شـمـا از مـیـان شـمـا بـرداشـتـه شـود از زیـر پـاى خـود مـنتظر (فرج ) باشید.).(123)
در ایـن روایات ، امام هادى علیه السّلام به طور کلّى و سربسته به موضوع غیبت امام زمان (ع) اشاره نموده و اذهان یاران خود را براى رویارو شدن با این دوران آماده کرد.

------------ --------- ------
پی نوشت ها:
111 - لازم بـه یـادآورى اسـت که در تاریخ اجمالى پیشوایان بخش زندگى امام هادى (ع ) به نمونه هایى از این موضع امام (ع ) اشاره کردیم .
112 - دلائل الامامة ، ص 220 ـ 221 .
113 - بحار الانوار ، ج 50 ، ص 185 .
114 - بحار ، ج 50 ، ص 195 .
115 - رجال کشّى ، جزء 6 ، ص 514 ، ردیف 992 ؛ بحارالانوار ، ج 50 ، ص 224 .
116 - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 174 ؛ مناقب ، ج 4 ، ص 416 ـ 417 .
117 - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 177 .
118 - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 125 ـ 126 .
119 - مـهـج الدعـوات ، ص 271 ؛ مـعـادن الحـکـمة ، ج 2 ، ص 247 ـ 248 . متن دعا به طور تفصیل در منابع یاد شده آمده است .
120 - اعلام الورى ، ص 409 ـ 410 ؛ کمال الدین ، ج 2 ، ص 380 .
121 - همان مدرک ، ص 411 و 382 .
122 - کمال الدین ، ج 2 ، ص 380 .
123 - الکـافـى ، ج 1 ، ص 341 . متن گفتار امام (ع ) چنین است : ( إِذا رُفِعَ عَلَمُکُمْ مِنْ بَیْنِ اءَظـْهـُرِکـُمْ فـَتـَوَقَّعـُواالْفـَرَجَ مـِنْ تـَحـْتِ اءَقـْدامـِکـُمْ ) . ( عـلمـکـم ) احتمال دارد به تحریک یعنى ( عَلَمُکُمْ ) باشد و مقصود کسى است که آگاه و مطّلع از راه حقّ است و شـمـا را هـدایـت بـدان راه مى کند . و احتمال دارد به کسر عین ، ( عِلْمُکُم ) باشد یعنى صاحب و دارنده دانش شما . و انتظار فرج از زیر گامها ، کنایه از نزدیک بودن آن و امکان دسترسى به آن اسـت ؛ چه آنکه آن چیزى که زیر پاى انسان است نزدیکترین چیزها به انسان مى باشد و با بـرداشـتـن گـام از روى آن مـى تـوان بـه آن دسـت یـافـت ( ر . ک . مـرآة العـقـول ، ج 4 ، ص 56 ) . در مـعـنـاى روایت احتمالهاى دیگرى نیز داده شده است . براى آگاهى بیشتر به منبع یاد شده رجوع کنید .

روز عرفه هنگام خواندن دعای عرفه ما رو هم دعا بفرمایید

 و اعیاد قربان و غدیر خم را هم به همه عزیزان تبریک عرض میکنم

اینم یه عیدی تقدیم شما از سیده برای محبین اهل بیت
 هم میتونی گوش کنید هم سیو کنید ذخیره امیدوارم که بتونید
 و مشکلی نباشه در شنیدن مولودی که از مداح عرب زبان مله باسم الکربلایی

علی عالی على کل عالی listen

download

علیٌ یاعالی listen download

hspace=0
 
خطبة الرسول ص جدید

خطبة الرسول صلى الله علیه وآله بعد حجة الوداع بصوت المیرزا حسین کاظم


[للاستماع] [للتحمیل]

دعاى حضرت صادق علیه السلام از روز اوّل تا عصر روز عرفه

 از روز اوّل تا عصر روز عرفه در عقب نماز صبح و پیش از مغرب بخواند این دعا را که شیخ و سید از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده اند

اَللّهُمَّ هذِهِ الاْیّامُ الَّتى فَضَّلْتَها عَلَى

 خدایا این روزهائى است که برترى

الاْیّامِ وَشَرَّفْتَها [وَ] قَدْ بَلَّغْتَنیها بِمَنِّکَ وَرَحْمَتِکَ فَاَنْزِلْ عَلَیْنا مِنْ
و شرافتش دادى بر سایر روزها و به لطف و رحمتت مرا بدانها رساندى پس

بَرَکاتِکَ وَاَوْسِعْ عَلَیْنا فیها مِنْ نَعْمآئِکَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ
برکات خودت را بر ما فرو بار و از نعمتهاى خود در این روزها بر ما وسعت ده خدایا من از تو خواهم که

تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الَ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَهْدِیَنا فیها لِسَبیلِ الْهُدى
درود فرستى بر محمد و آل محمد و نیز خواهم که ما را در این روزها به راه هدایت

وَالْعَفافِ وَالْغِنى وَالْعَمَلِ فیها بِما تُحِبُّ وَتَرْضى اَللّهُمَّ اِنّى
وپاکدامنى و بى نیازى راهنمائى فرمائى و موفقمان دارى به انجام آنچه دوست دارى و موجب خوشنودى تواست خدایا ازتو

اَسْئَلُکَ یا مَوْضِعَ کُلِّ شَکْوى وَیا سامِعَ کُلِّ نَجْوى وَیا شاهِدَ کُلِّ
خواهم اى جایگاه هر شکایت و اى شنواى هر سخن سِرّى و راز و اى حاضر در هر

مَلاٍَ وَیا عالِمَ کُلِّ خَفِیَّةٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الَ مُحَمَّدٍ وَاَنْ
جمع و اى داناى هر نهان که درود فرستى بر محمد و آل محمد و

تَکْشِفَ عَنّا فیهَا الْبَلاَّءَ وَتَسْتَجیبَ لَن ا فیهَا الدُّع آءَ وَتُقَوِّیَن ا فیه ا
بگشائى در این روزها از ما بلاء و گرفتارى را و مستجاب گردانى در آنها دعاى ما را و نیرو دهى به ما

وَتُعینَنا وَتُوَفِّقَنا فیها لِما تُحِبُّ رَبَّنا وَتَرْضى وَعَلى مَا افْتَرَضْتَ
در این روزها و کمکمان دهى و موفقمان دارى پروردگارا بدانچه دوست دارى و خوشنود گردى و بر آنچه واجب کرده اى

عَلَیْنا مِنْ طاعَتِکَ وَطاعَةِ رَسوُلِکَ وَاَهْلِ وِلایَتِکَ اَللّهُمَّ اِنّى
بر ما از اطاعت خودت و اطاعت پیامبرت و اهل ولایتت خدایا از تو

اَسْئَلُکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ
خواهم اى مهربانترین مهربانان که درود فرستى بر محمد و آل محمد و در این

تَهَبَ لَنا فیهَا الرِّضا اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعآءِ وَلا تَحْرِمْنا خَیْرَ ما تُنْزِلُ
ایام خوشنودى خویش را به من ببخش که براستى تو شنواى دعائى و محروم مکن ما را از خیرى که در

فیها مِنَ السَّمآءِ وَطَهِّرْنا مِنَ الذُّنوُبِ یا عَلاّمَ الْغُیوُبِ وَاَوْجِبْ لَنا
این روزها از آسمان فرو بارى و پاکمان کن از گناهان اى داناى بر نادیدنیها و واجب گردان در این ایام

فیها دارَ الْخُلوُدِ اَللّهمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَلا تَتْرُکْ لَنا

براى ما خانه جاویدان را خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و هیچ گناهى براى ما باقى

فیها ذَنْباً اِلاّ غَفَرْتَهُ وَلا هَمّاً اِلاّ فَرَّجْتَهُ وَلا دَیْناً اِلاّ قَضَیْتَهُ وَلا غائِباً
مگذار جز آنکه بیامرزى و نه اندوهى جز آنکه بگشائى و نه بِدهى جز آنکه بپردازى و نه غائبى

اِلاّ اَدَّیْتَهُ وَلا حاجَةً مِنْ حَوائِجِ الدُّنْیا وَالاَّْخِرَةِ اِلاّ سَهَّلْتَه ا وَیَسَّرْتَه
جز آنکه به ما برسانى و نه حاجتى از حاجات دنیا و آخرت جز آنکه آسان و هموارش گردانى

اِنَّکَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ یا عالِمَ الْخَفِیّاتِ یا راحِمَ الْعَبَراتِ
که براستى تو بر هر چیز توانائى خدایا اى داناى اسرار پنهان اى رحم کننده بر اشک دیدگان

یا مُجیبَ الدَّعَواتِ یا رَبَّ الاْرَضینَ وَالسَّمواتِ یا مَنْ لا تَتَشابَهُ
اى اجابت کننده دعاها اى پروردگار زمینها و آسمانها اى که

عَلَیْهِ الاْصْواتُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنا فیها مِنْ
صداها(ى بیشمار) بر او اشتباه نشود درود فرست بر محمد و آل محمد و قرار ده ما را در این روزها از

عُتَقآئِکَ وَطُلَقآئِکَ مِنَ النّارِ وَالْفائِزینَ بِجَنَّتِکَ وَالنّاجینَ بِرَحْمَتِکَ
آزادشدگان و رهائى یافتگان از آتش و نائل شوندگان به بهشتت و نجات یافتگان بوسیله رحمتت

یااَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَصَلَّى اللّهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ الِهِ اَجْمَعینَ
اى مهربانترین مهربانان و درود خدا بر آقاى ما محمد و آلش همگى

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ــــــــــــــــــ استمعوا و اسئلکم الدعاء ـــــــــــــــــــ

شهادت با قرالعلوم ع تسلیت باد

«تربت باقر»
شیعیان از چیست دلها در غم است
هر کجا بینى عزا و ماتم است
عرشیان را از سر افتاده ست تاج
گوئیا ماتم به عرش اعظم است
مصطفى را در جنان حزنى عجیب
انبیا را سر به زانوى غم است
آسمان در نوحه و سوگ و عزاست
گوئیا محزون تمام عالم است
گوش کن تا بشنوى صوت ملک
نوحه‏ ى عرش الهى این دم است
باقر آل نبى مسموم شد
قامت صادق ازاین ماتم خم است
شیعیان در ماتم آن مقتدا
خون اگر ریزند از چشمان کم است
از جفاهاى هشام بى حیا
اشک غم در دیده ‏هاى آدم است
تربت باقر ز رفعت در بقیع
دردمندان را شفا و مرهم است

هر روز چند آیه قرآن بخوانیم

« براى شنیدن آیه مورد نظر بر روى شماره آیه کلیک کنید و برای مشاهده تفسیر المیزان و نمونه بر روی آیه کلیک کنید »

سوره: سورة البقرة آیات: 286 محل نزول: مدینه

اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ 257 أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِی حَآجَّ إِبْرَاهِیمَ فِی رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْکَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِـی وَیُمِیتُ قَالَ أَنَا أُحْیِـی وَأُمِیتُ قَالَ إِبْرَاهِیمُ فَإِنَّ اللّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ 258 أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَى قَرْیَةٍ وَهِیَ خَاوِیَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ یُحْیِـی هَـَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ کَیْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ 259

 

ترجمه فارسی مکارم

خداوند، ولى و سرپرست کسانى است که ایمان آورده‏اند; آنها را از ظلمتها،به سوى نور بیرون مى‏برد (اما) کسانى که کافر شدند، اولیاى آنها طاغوتها هستند; که آنها را از نور، به سوى ظلمتها بیرون مى‏برند; آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند «257» آیا ندیدى (و آگاهى ندارى از) کسى ( نمرود) که با ابراهیم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو کرد؟ زیرا خداوند به او حکومت داده بود; (و بر اثر کمى ظرفیت، از باده غرور سرمست شده بود;) هنگامى که ابراهیم گفت: «خداى من آن کسى است که زنده مى‏کند و مى‏میراند» او گفت: س‏خ‏للّهمن نیز زنده مى‏کنم و مى‏میرانم!» (و براى اثبات این کار و مشتبه‏ساختن بر مردم دستور داد دو زندانى را حاضر کردند، فرمان آزادى یکى و قتل دیگرى را داد) ابراهیم گفت: س‏خ‏للّهخداوند، خورشید را از افق مشرق مى‏آورد; (اگر راست مى‏گویى که حاکم بر جهان هستى تویى،) خورشید را از مغرب بیاور!» (در اینجا) آن مرد کافر، مبهوت و وامانده شد و خداوند، قوم ستمگر را هدایت نمى‏کند «258» یا همانند کسى که از کنار یک آبادى (ویران شده) عبور کرد، در حالى که دیوارهاى آن، به روى سقفها فرو ریخته بود، (و اجساد و استخوانهاى اهل آن، در هر سو پراکنده بود; او با خود) گفت: «چگونه خدا اینها را پس از مرگ، زنده مى‏کند؟!» (در این هنگام،) خدا او را یکصد سال میراند; سپس زنده کرد; و به او گفت: «چه‏قدر درنگ کردى؟» گفت: «یک روز; یا بخشى از یک روز» فرمود: «نه، بلکه یکصد سال درنگ کردى! نگاه کن به غذا و نوشیدنى خود (که همراه داشتى، با گذشت سالها) هیچ‏گونه تغییر نیافته است! (خدایى که یک چنین مواد فاسدشدنى را در طول این مدت، حفظ کرده، بر همه چیز قادر است!) ولى به الاغ خود نگاه کن (که چگونه از هم متلاشى شده! این زنده شدن تو پس از مرگ، هم براى اطمینان خاطر توست، و هم) براى اینکه تو را نشانه‏اى براى مردم (در مورد معاد) قرار دهیم (اکنون) به استخوانها(ى مرکب سوارى خود نگاه کن که چگونه آنها را برداشته، به هم پیوند مى‏دهیم، و گوشت بر آن مى‏پوشانیم!» هنگامى که (این حقایق) بر او آشکار شد، گفت: «مى‏دانم خدا بر هر کارى توانا است‏» «259»

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 


توضیح:
هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: «قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.»
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!