X
تبلیغات
رایتل

..::ربیع الاول::..  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 در ساعت 06:45 ب.ظ

نهنئکم بالعیدین السعیدین مولد النبی ص و مولد

الامام الصادق ع بارک الله فیهما لکم و لنا جمیعا بحق

 محمد و ال محمد و کل عام و انتم بالف خیر و عافیه و

 صحه و سلامه یا رب

۳۰ربیع الاول:شش چیز پس از فوت مؤمن
ثوابش به او میرسد

(( و قال علیه السلام : ستة یلحقن المؤ من بعد وفاته : ولد، یستغفر له و مصحف یخلفه و غرس یغرسه ، و بئر یحفرها، و صدقة یجریها، و سنة یوخذ بها من بعده .))
على علیه السلام فرمود: شش چیز پس از وفات مؤ من (پیوسته ثوابش ) به او مى رسد:
1- فرزندى (که از خود باقى گذارد) تا براى او استفاده کند.
2- کتابى (بنویسد) که بعد از او بماند (و دیگران از آن استفاده کنند)
3- درختى بکارد (که دیگران از ثمراه اش بهرمند شوند).
4- چاهى حفر کند (که دیگران از آبش استفاده نمایند).
5- صدقه جاریه (مانند ساختن مسجد و مدرسه و پل عبور...).
6- سنت و کارخوبى که پس از او بماند (و دیگران ) به آن عمل کنند.
 

۲۹ربیع الاول:

وصیت از نظر قرآن
خداوند متعال در قرآن در سوره بقره آیه 179 درباره وصیت مى فرماید:
(( کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیرا الوصیة للو الدین و الاقربین بالمعروف حقا على المتقین .))
بر شما مقرر شد که چون یکى از شما را مرگ فرا رسد، اگر مال و ثروتى از خود به جاى گذاشته ، براى پدر و مادر و خویشاوندان به اقتضاى عدالت که شایسته پرهیزکاران است وصیت کند.
(( فمن بدله بعد ماسمعه فانما اثمه على الذین یبدلونه ان الله سمیع علیم .))
و هر کسى بعد از این که وصیت را از (وصیت کننده ) شنیده باشد عوض ‍ کند و تغییر دهد گناه آن فقط به عهده کسى است که (وصیت را) عوض ‍ کرد و تغییر داده و خدا شنوا و دانا است (و اگر دیگران نمى فهمند او که باید بداند مى داند)
(( فمن خاف من موص جنفا او اثما فاصلح بینهم فلااثم علیه ان الله غفور رحیم .))
و هر کسى بترسد که از وصیت کننده خطا یا ناروائى سرزند و اصلاحشان دهد، گناهى مرتکب نشده ، خداوند بخشنده و مهربان است .

وصیت از نظر روایات
(( قال رسول الله صلى الله علیه و آله : الوصیة حق على کل مسلم . ))
حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: وصیت بر هر مسلمانى حق است (و هر مسلمانى باید وصیت کند) و نیز آن حضرت فرمود:
(( ماینبغى لامرء مسلم ان یبیت لیلة الا و وصیتة تحت راءسه .))
سزاوار نیست براین انسان مسلمان که شبى را بیتوته کند، مگر اینکه (حتما) وصیتنامه اش (باید) زیر سرش باشد.(192)
و نیز آن حضرت فرمود:
(( من مات بغیر وصیة مات میتة جاهلیة .))
کسى که بدون وصیت از دنیا برود به مرگ جاهلیت مرده است .(
  

در روز قیامت از چهار چیز پرسش شود

از على علیه السلام نقل است که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: در روز قیامت هیچ بنده اى قدم بر ندارد تا از چهار چیز از او پرسش شود، عمر خود را در چه گذرانیده ، جوانى خود را صرف چه چیز نموده ، دارائى خود را از کجا آورده و در چه راه خرج کرده ، و دوستى ، خاندان را در دل داشته یا نه ؟
 


۲۸ربیع الاول:أجملوا فی طلب الدنیا فإن کلا میسر لما خلق له
در طلب دنیا معتدل باشید و حرص نزنید ، زیرا به هر کس هر چه قسمت اوست می رسد.
پیامبر اکرم (ص)

 

<<<<<<<<<>>>>>>>>>>

۲۷ربیع الاول:امام حسین علیه السلام فرمودند:
من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس .
کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند شود، خداوند او را به مردم وا می گذارد.
(بحارالانوار،ج78،ص126)
 

[26 ربیع الاول 41] - صلح امام حسن با معاویه

[23 ربیع الاول 201] - ورود حضرت فاطمه معصومه به قم

غزوه بنی نضیر

[22 ربیع الاول 4] - غزوه ?بنی نضیر? به وقوع پیوست . این جنگ در زمان حضرت محمد(ص) میان قوای اسلام و یهودیان بنی نضیر روی داد . سبب بروز این جنگ عهدشکنی یهودیان و همکاری آنها با کفار قریش به منظور براندازی تفکر توحید و در نهایت نابودی اسلام بود . در جریان غزوه بنی نضیر قلعههای یهودیان بنی نضیر به محاصره نیروهای مسلمان درآمد و سرانجام آنها از حومه مدینه نیز رانده شدند . بدین وسیله توطئه طایفه یهود خنثی گردید . قابل توجه است که سوره مبارکه حشر در قرآن مجید در بیان وقایع همین غزوه نازل شده است .

 وفات  ابوبکرمحیی الدین محمّد مشهور به ابن عربی

[21 ربیع الاول 628] - ابوبکرمحیی الدین محمّد? مشهور به ابن عربی از علماء و دانشمندان صوفیه دردمشق بدرود حیات گفت . وی در آندلس متولد شد و پس از تحصیل علوم متداول و رسمی آن روزگار به تزکیه نفس و سیر و سلوک پرداخت . ابن عربی سفرهای بسیاری به تونس ، مکه ، بغداد ، حلب و آسیای صغیر کرد و همه جا مورد احترام و تکریم قرارگرفت . این عالم فاضل قائل به حدیث وجود بود و از پیروان طریقه ظاهریه بشمار می رفت . او از ابن عربی آثاری چون? فتوحات مکیه؛ و فُصُوصُ الحِکم? به جای مانده است

میلاد حضرت رسول اکرم (ص)

[17 ربیع الاول ] -  میلاد حضرت رسول اکرم (ص )
زیارت پیامبر اکرم (ص) و امیر مومنان علی (ع) , غسل و روزه در این روز مستحب است و

[17 ربیع الاول 83] - میلاد امام جعفر صادق (ع )روزه اش برابر با روزه یکسال است.

بنای مسجد قبا (نخستین مسجد در اسلام) در مدینه

[15 ربیع الاول 1] -  بنای مسجد قبا (نخستین مسجد در اسلام) در مدینه

سنگ بنای مسجد قبا توسط پیامبر نهاده شد.

11 ربیع الاول  - بنابربرخی از روایات ، حضرت محمد (ص) در مسیر هجرت خویش از مکه به مدینه در مکانی بنام قبا توقف کردند حضرت ختمی مرتبت در مدت اقامتشان در قبا ، برای ادای فریضه نماز ، مسجدی بنا کردند که مسجد قبا معروف است و اولین مسجد در تاریخ اسلام بشمار می رود حضرت محمد(ص) نخستین سنگ بنای این مسجد را با دستان مبارک خویش بر زمین نهادند و بعد از اتمام بنای آن با یاران خود در آن مکان مقدس نمازگزاردند و این نخستین حضور جمعی مسلمانان در مسجد بشمار می رود رسول گرامی اسلام در ادامه حرکت از قبا به طرف مدینه ، درمیان راه نماز جمعه را نیز برپاداشتند و بدین ترتیب اهمیت برگزاری نماز جمعه را برای امت خویش آشکارکردند .


پیوند همسری حضرت محمد (ص) با حضرت خدیجه (س)

۱۰ ربیع الاول - حضرت محمد (ص) آخرین فرستاده پروردگار متعال با حضرت خدیجه (س) پیوند همسری بستند. خدیجه (س) دخت گرامی خویلدبن اسد و بانوی بسیارثروتمند بود و با سرمایه خود تجارت می کرد دریکی از سفرهای تجاری ، حضرت محمد (ص) که آن هنگام جوانی بیست و پنج ساله بودند و با سرمایه خدیجه (س) تجارت کردند و سود فراوانی برای این بانوی گرامی به ارمغان آوردند ، دراین سفر حضرت محمد (ص) بار دیگر هوش ذاتی و الهی ، امانت ،راستگویی و درستکاری خود را آشکار ساختند پس از این سفر حضرت محمد(ص) و حضرت خدیجه (س) زندگی مشترکشان را آغاز کردند حضرت خدیجه (س) نخستین بانویی بشمار می روند که به دین اسلام گرویدند و کلیه ثروتشان را در راه گسترش اسلام در اختیار حضرت ختمی مرتبت قرار دادند.


آغاز ولایت منجی عالم بشریت امام زمان (عج)گرامی باد

آغاز دوران امامت باعظمت حضرت قائم (عج)

9 ربیع الاول 260 - دوران امامت باعظمت حضرت قائم (عج)آغاز شد . حضرت مهدی (عج)در سال 255هجری قمریدر شهر سامرا ولادت یافتندودر 5 سالگی پدرشان را از دست دادند . بدین ترتیب با شهادت امام حسن عسگری رسالت خطیر امامت حضرت مهدی (عج)دوازدهمین و آخرین ستاره آسمان ولایت و امامت آغاز شد . به علت اوضاع نابسامان آن دوران ایشان تاسال 329هجری قمری از طریق 4 تن از نواب خاص خویش با امت اسلامی ارتباط یرقرارمی کردند. این دوره در تاریخ اسلام به غیبت صغری شهرت دارد .پس از وفات آخرین فرد از نواب اربعه دوران غیبت کبری آغاز شد وتا ظهور حضرت مهدی (عج) این منجی عالم بشریت ادامه خواهد داشت .

تبعید در حصار دژخیمان 
امامت شطى است جارى در بستر زمان که از زلال وحى مى رسد و امام ، پاک مردى است که در خانه هدایت رشد یافته است و از هر گونه رجس تطهیر شده است و مایه حیات و لطف محض خداوند است . از زمره این پاکان ، امام هما ابو محمد حسن بن على علیه السلام یازدهمین اختر آسمان ولایت و سیزدهمین گوهر دریاى امامت است . وى در سال 231 هجرى در مدینه دیده بر جهان گشود و در سال 254 پس از شهادت پدر بزرگوارش امام هادى (على ) به مقام شامخ امامت و پیشوایى
شیعه برگزیده شد و روشنایى بخش جاده هدایت گشت .
از نامهاى ان امام گرامى سراج ، ز کى و خالص است ، و همچون پدر و جدش به خاطر یاد کرد و زنده نگه داشتن عظمت بدست آمده شیعه
 در زمان امام هشتم به ابن الرضا شهرت یافته است .
حضرتش به عظمت نفس و علو مقام معروف بودند در بین عباسیان رو علویان مورد احترام خاص قرار مى گرفتند. در شکوه و منقبت امام حسن عسگرى چیزى بالاتر از این نیست که ، امام مهدى موعود (عج )،
درهم کوبنده ستمگران و عدالت گستر جهان فرزند اوست .
علامه مجلسى روایت کرده است که عباسیان به مامور زندان امام سفارش کرده بودند تا بر ان حضرت سخت بگیرد. مامور زندان گفت دو تن از شریرترین افراد را براى این کار گماشته است ولى آنان با دیدن امام حسن عسگرى تحول یافته و رو به عبادت و نماز آورده اند وقتى علت ان تغییر حالت را از آنان پرسیدم ، گفتند: از فیض دیدار امام به این سعادت رسیدیم . وى تمام روزها را روزه مى گیرد و تمام شب را به نماز مى پردازد. مهابت او تا اندازه اى است که چون به ما نگاه مى کند به لرزه مى افتیم .
با نگاهى به تاریخ شیعه در مى یابیم که با نزدیک شدن به عصر غیبت ، عرصه زندگانى بر شیعیان تنگ تر مى شود و رسالت امامان در برنامه هدایت الهى ، سنگین تر، به ویژه عصر امام حسن عسگرى علیه السلام از دوران بسیار سخت و پر ابتلاء است ، عصرى که اکنده بود از بدعت ، اختناق ، فساد،
 و ظلم و جور تمام زوایاى اجتماع را فرا گرفته بود.
مدت امامت ان حضرت شش سال به طول انجامید که این مدت کوتاه با حکومت سه خلیفه جابر عباسى به نامهاى معتز، مهتدى و معتمد هم زمان بود. بنى عباس ، امام هادى و امام حسن عسگرى را به این بهانه که مى خواهند رهبر شیعیان در مرکز حکومت باشند از مدینه به سامرا آورده ند علت انتقال امام به سامرا، مراقبت و کنترل دقیق امام و سر کوبى حرکتهاى احتمالى علیه حکومت بود. از زمان ولیعهدى امام رضا علیه السلام که شیعه از حاشیه اجتماع تا پایگاه قدرت پیشروى کرده بود، وحشت و ترس بنى عباس فزونى یافته بود و در زمانهاى بعد نیز شیعیان وظیفه خود مى دانستند که کاسته شدن قدرت حق را بر نتابند این عامل ترس کابوسى براى خلفاء عباسى بود. لذا آنان چاره اى جز پیش ‍ گرفتن سیاست خانه نشین کردن ،
مراقبت شدید، زندان و ازار نمى دیدند.
در ان عصر جنبشهاى مکتبى زیادى نیز بر پا شد بطورى که نهضتهاى علوى روز بروز گسترش مى یافت . ولى بسیارى از این نهضتها
به وسیله حکومت کشف مى شد و اعمال آنان بر ملا مى گردید.
یاران امام در شهرهاى مختلف پراکنده بودند و امکان تمرکز براى آنان وجود نداشت و از دیگر سو فشارى که دستگاه خلافت معمول مى داشت عرصه را چنان تنگ کرده بود که امکان هر حرکتى را نا ممکن مى ساخت . علامه مجلس از یکى از یاران حضرت عسکرى علیه السلام روایت کرده که . ما در عسکر اجتماع کرده بودیم و منتظر ورود ابى محمد علیه السلام بودیم که مى خواست به دیدار معتمد برود. در این هنگام نامه اى از امام به دستمان رسید که در ان نوشته شده بود: الا الا یسلمن على احدولا یشبر الى بیده و لا یومى فانکم لا تومنون على انفسکم یعنى مراقب باشید احدى از شما بر من سلام نکند و با دستش مرا نشان ندهد و اشاره هم نکند که در غیر این صورت جانش ‍ در خطر خواهد بود. از این روایت اشکار فهمیده مى شود که تا چه اندازه امام تحت مراقبت و فشار دستگاه خلافت بوده است
وبهمین سبب روآیات بسیارى از ائمه رسیده که در ان شیعیان را به تقیه امر کرده اند.
دو چیز عامل این نوع برخورد و موضعگیرى خلفا علیه امام مى باشند.
مورد اول : چون از طریق روایات و بشارتى که امامان پیشین داده بودند، مى دانستند از امام حسن عسکرى ع فرزندى بدنیا خواهد آمد که به ستم آنان پایان خواهد داد. بهمین منظور سیاست فرعونى را پیشه خود ساختند و گاه و بیگاه به منزل امام هجوم مى اورند و به جستجو مى پرداختند.
مورد دوم : احترام و سیادتى که امام بواسطه تقوا و مقام امامت داشت و نفوذ و احترامى که در بین علویان و عباسیان دارا بود
 خلفا را وادار مى کرد تا مانع انتشار این نور شوند.
امام حسن عسگرى علیه السلام در مدت عمر کوتاه 29 ساله خود که شش سال آن منصب امامت را عهده دار بود رسالتى بس گران و الهى را تحت مراقبتهاى شدید و تنگناهاى دستگاه خلافت به انجام رساند و با برخوردارى از مقام امامت ، شیعه را از شدیدیرین مهلکه ها و بحرانهاى تاریخى حفظ کرد.
با وجود تمام این محدودیتها ان حضرت از نشر احکام اسلام و تقویت بنیه علمى شیعه و رسیدگى به امور شیعیان دریغ نمى ورزید و در اگاهى بخشیدن ، روشنگرى ، ارشاد مردم و برحذر داشتن آنان از نیرنگ هاى حکومت جائر انى درنگ نمى کرد.
از جمله مسائل روزگار امام ، سپردن اموال و اوقات شیعه بدست مخالفین شیعه بود تا اینکه بنیه مالى شیعیان تقویت نشود. و در مقابل ، حضرت اهتمام بسیار به حفظ اموال مسلمین داشت و همواره در صدد تقویت بنیه مالى شیعیان بود و به همین جهت از جانب خویش براى اخذ وجوه شرعیه مردم
و صرف آنها براى مستحقین نائبانى تعیین کرده بود.
از کارهاى دیگر امام این بود که خانه اى را که امن مى دانست معین مى کرد و در برخى شبها شیعیان و اصحاب را به آنجا فرا مى خواند
و آنان مسائل و مشکلات خود را عرضه مى کردند.

از ان سخنان و نیز مراسلات و مکاتبات هدایتگرى فرا راه پیروانش موجود است . تالیف تفسیر قرآن نیز به ان حضرت منسوبت که بسیارى از علماى شیعه صحت انتساب این تفسیر را تایید کرده اند. همچنین از انحضرت ماثوراتى در فقه و اعتقاد وجود دارد.

دستگاه بنى عباس پیوسته از وجود امام در زحمت بود
 تا آنکه سرانجام معتمد خلیفه جائر عباسى ان حضرت را
 در سال 260 هجرى بطور پنهانى مسموم کرد و به شهادت رساند.

از آنجا که هیچ عاملى نمى تواند از مشیت الهى جلوگیرى کند، پس از شهادت امام حسن علیه السلام فرزندى مهدى علیه السلام عموى خویش جعفر کذاب را که بر جنازه امام مى خواست نماز بگزارد کنار زد و خود بر وى نماز گزارد و رسالت امامت را از جانب خداوند بر دوش کشید. و از ان پس بخاطر مصالحى ، نوع ارتباط شیعه با امامشان تغییر کرد و حضرتش که آخرین حجت الهى و بقیه السلف از فرزندان پیامبر است و از سویى مامورین معتمد در پى به شهادت رساندن ان حضرت بودند با خواست خدا در پرده غیبت بسر بردند و تا مدتى ارتباط مردم با وى از طریق چهار نایب تعیین شده از طرف ایشان بود و بعد از ان مرحله غیبت کبرى آغاز گشت که تا این لحظه دیدگان اشکبار دوستدارانش در انتظار طلوع خورشید وجود اویند.
سامرا، مرکز خلافت عباسى، سال 235 ق
امام سه ساله است که همراه پدر بزرگوارش به امر متوکل خلیفه عباسى به سامرا آورده مى‏شوند تا محترمانه زیر نظر دستگاه خلافت قرار گیرند. این نخستین بار است که سامرا جمعیتى چنین کلان را یکجا به استقبال سرسخت‏ترین مخالفان حکومت مى‏فرستد و آغوشش را بر روى همه حوادثى که مى‏خواهد آینده را رقم زند، باز و بازتر مى‏کند.

سامرا، قلب شهر، سالهاى نوجوانى
چه دشوار است‏با فشار و جبر بیرونى، روح اختیار و آزادى را در درون خود پروراندن و در وقار و کمال و علم و اخلاق برترین شدن، آنگونه که امام حسن عسکرى (علیه السلام) شد!
سکوت و خاموشیش لقب «صامت‏» را براى او به همراه آورد، هدایتگریش سبب شد که وى را «هادى‏» بنامند، تقوا و پاکیش او را «زکى‏» کرد و یکرنگى و صمیمیتش نام «خالص‏» را پیشکش وى نمود. و این همه را در محضر پدر آموخت که او نیز وامدار پدران خویش بود.
نگاهشان کن! این دو را که مى‏بینى خاطره همه اهل‏بیت ‏برایت زنده مى‏شود .

سامرا، منزل حکیمه خاتون، سال 254 ق
اى کاش شادى امشب تا همیشه دل حکیمه را خوش مى‏کرد! امشب عروسى نرجس است ‏با عزیز دل او، نور چشم برادرش حسن عسکرى (علیه السلام) و افسوس که چند روز دیگر حکیمه باید در عزاى برادر بنشیند و جامه سوگ امام على نقى (علیه السلام) را بر تن کند .
اى کاش برادرش مى‏ماند و تولد نوزاد حسن را مى‏دید همو که قرار است عالم را از قسط و عدل پر کند آنگونه که از ظلم و جور پر مى‏شود .

سامرا اندیشه و آرمان امام
هیچ‏کس نمى‏دانست وقتى امام به آن نقطه دوردست‏خیره شده بود، در اندیشه‏اش چه مى‏گذشت . شاید به پراکندگى شیعه فکر مى‏کرد، به آنانکه در نیشابور، سمرقند، بیهق و طوس مى‏زیستند و چشم یارى به امام دوخته بودند تا از نظارت و راهنمایى او بهره‏مند شوند ... شاید هم به محبان خود مى‏اندیشید که هر چند اعتقادى به امامت ائمه نداشتند اما دوستدار اهل‏بیت‏بودند.
مردى از امام پرسید: فرق میان شیعه و محب چیست؟ امام فرمود: شیعه آنانند که از ما تبعیت کنند و همه اوامر و نواهى ما را اطاعت نمایند و کسى که چنین نکند و با آنچه خداوند بر او واجب کرده، مخالفت نماید، شیعه ما نیست .

سامرا، محله عسکر - سالهاى امامت
چشم انتظاران امام از شوق در پوست‏خود نمى‏گنجند نه مى‏توانند بنشینند و نه تاب ایستادن مى‏آورند. آشفته و بى‏قرار به راهى که بناست امام از آنجا بیاید و راهى دارالخلافه شود مى‏نگرند. سامان این شیفتگى ابراز ارادتى است ‏به امام و شنیدن یک حرف از هزاران کلام دلنشین حضرتش اما ...
از جانب امام توقیعى به دستشان مى‏رسد:
کسى بر من سلام وحتى اشاره هم به طرف من نکند، زیرا که در امان نیستید.
و شیعه بى‏آنکه مجال گریستن بیابد، بغض دائمى‏اش را پنهان مى‏کند.

سامرا، در خلوت امام حسن عسکرى (علیه السلام)
از این زیباتر نمى‏شود، پدر، حسن عسکرى است که چشم بر چشمان فرزندش دوخته، عاشقانه نگاهش مى‏کند و صمیمانه نجوا مى‏کند:
پسر جانم مژده باد به تو! تو صاحب زمان هستى، تو مهدى و حجت‏خدا بر زمینش هستى، تو فرزند من و وصى من هستى، من پدر تو هستم تو م ح م د بن حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى‏طالب (علیه السلام) از نسل رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) و آخرین فرد از امامان پاک و معصوم هستى، رسول خدا به وجود تو بشارت داده است و نام و کنیه را بر زبان آورده، درود خداوند بر ما خاندان باد.
دریغا که چنین محبتى باید پنهانى بماند تا به چشم‏زخم نگاههاى آلوده و جان‏زخم دستهاى رسوا گرفتار نیاید.
فرزند امام حسن عسکرى (علیه السلام) حیاتش نیز چون تولدش باید در خفا و دور از مراقبتهاى خلافتى ادامه یابد.

سامرا، دکان روغن‏فروشى - سالهاى امامت
عثمان بن سعید ظرفهاى روغن را زیر و رو مى‏کند تا اموالى را که از شیعیان به وى رسیده در آنجا جاسازى کند و پنهانى نزد ابومحمد عسکرى (علیه السلام) بفرستد.
او همچون ابراهیم بن عبده و على بن مهزیار از وکلاى معروف امام است و این روزها که کسى اجازه رفت و آمد و ملاقات با حسن عسکرى (علیه السلام) را ندارد، هدایت ویژه شیعیان از طریق افراد امین و مورد اعتماد امام که سابقه علمى درخشان و نیز ارتباط استوار با امامان قبلى داشته‏اند، صورت مى‏گیرد.
مردم از طریق این وکیلان معارف شیعى را در قالب حدیث و کلام مى‏آموزند و نیز نامه‏ها و سؤالات و وجوهات خود را به دست امام مى‏رسانند و امام (علیه السلام) در نوشته‏ها و توقیعاتشان به آنان پاسخ مى‏دهند و البته این همه دور از چشم حکومتیان اتفاق مى‏افتد.

سامرا، کوچه پس کوچه‏هاى دارالخلافه - سالهاى امامت
باز دوشنبه‏اى دیگر است و امام مجبور است راه دارالخلافه را پیش گیرد تا حضور خود را به آگاهى حکومت‏برساند. دوباره قدمهاى نرم و آرام امام بود و لذت بى‏منتهاى زمین. امام بى‏هیچ شتابى گامهایش را آهسته برمى‏داشت و مى‏دانست پشت درهاى بسته، کسانى نگران نشسته‏اند تا عطر عبور امام مستشان کند.

سامرا، زندان حکومتى - سالهاى امامت
صالح بن وصیف کلافه شده است، دیگر آزارى نمانده که بر جان امام برساند. او درماندگى را با تمام وجودش احساس مى‏کند .
نمى‏داند چاره چیست. دو تن را که بدترین مردم مى‏دانست ‏بر امام مامور کرد ولى آنان چنان تحت تاثیر امام حسن عسکرى (علیه السلام) قرار گرفته که خود در عبادت و نماز به حدى والا دست ‏یافتند.
نه راه پس دارد و نه راه پیش، نفس گرم امام در اسارت نیز کارساز است. راستى که داستان، عکس شده است: زندانبان اسیر زندانى مى‏گردد و این سنت همیشه امامان اسیر است.

سامرا، سراى عبیدالله بن خاقان کارگزار خلیفه عباسى - سالهاى امامت
حاجب وارد مى‏شود. در گوش صاحبخانه زمزمه‏اى مى‏کند. عبیدالله یکباره از جا برمى‏خیزده، چهره‏اش گشاده مى‏گردد، با شادمانى فریاد مى‏زند: اجازه ورود بدهید! و خود به استقبال میهمان جوان مى‏رود .
دست در گردن او مى‏اندازد، صورت و پیشانى‏اش را مى‏بوسد، او را در جاى خود مى‏نشاند و با احترام خطابش مى‏کند و مرتب مى‏گوید: پدر و مادرم به فدایت ...
شب هنگام احمد بن عبیدالله از پدر مى‏پرسد: میهمانمان کدام بزرگوار بود که چنین احترامش کردى؟ عبیدالله درنگى مى‏کند و سپس پاسخ مى‏دهد، او ابن‏الرضا، امام شیعیان بود که اگر روزى خلافت از دست‏بنى عباس بیرون رود، در میان بنى‏هاشم، جز او کسى شایستگى تصدى آن را ندارد. او به خاطر فصل، صیانت نفس، زهد، عبادت و اخلاق نیکو، سزاوار مقام خلافت است. اگر پدر او را دیده بودى مردى بود بزرگوار، عاقل، نیکوکار، فاضل و ...
آرى اینچنین دوست و دشمن امام حسن عسکرى (علیه السلام) را مى‏ستایند .

سامرا، در سوگ امام حسن عسکرى (ع) - سال 260ق
قیامتى برپا شده از مردم، ناله و شیون همه جا به گوش مى‏رسد، اشکها بى‏امان مى‏بارد و جماعت‏با جنازه امام وداع مى‏کنند. معتمد خلیفه عباسى، ابوعیسى را مى‏فرستد تا گزارش رحلت امام را تهیه نماید و وى چنین تحریر مى‏کند:
ابو محمد حسن بن على به مرگ طبیعى دیده از جهان فرو بست و گواه این ماجرا از قضات چند نفر و از عیان دربار چند نفر و از اطبا چند نفر و از امراى سپاه چند نفر هستند.
و نیرنگ و فریب همچنان ادامه مى‏یابد.

سامراء، آغاز امامت مهدى (عج)
ابوالادیان ناباورانه به اطراف خود مى‏نگرد، درست دو هفته پیش بود که امام حسن عسکرى (علیه السلام) وى را طلبید و نامه‏هایى را که با دست مبارکش نوشته بود به وى داد تا به مدائن ببرد فرمود: آنگاه که به سامرا بازگشتى صداى شیون از خانه من خواهى شنید و مرا در آن وقت غسل دهند .
ابوالادیان گفت: اى مولاى من! هرگاه چنین واقعه‏اى هولناک روى دهد، امامت‏ با کیست؟ و ایشان فرمود: هر که جواب نامه مرا از تو طلب کند او امام است. ابوالادیان نشانه‏اى دیگر خواست، فرمود: هر که بر من نماز کند جانشین من است و او امام شماست.
امروز ابوالادیان به سامرا بازگشته و صداى نوحه از منزل امام مى‏شنود ... جلوتر مى‏رود، جعفر کذاب را مى‏بیند که بر در خانه نشسته و شیعیان به وى تسلیت مى‏گویند. حیرت زده نزدیک مى‏رود اما جعفر سراغى از نامه نمى‏گیرد. خدمتکار امام بیرون مى‏آید و جعفر را براى اقامه نماز بر جنازه امام به داخل فرا مى‏خواند او نیز مهیاى نماز مى‏شود اما دستهایش که براى گفتن تکبیر، بالا مى‏رود، کودکى عبایش را به عقب مى‏کشد و با کلامى که دل ابوالادیان را سخت مى‏لرزاند مى‏گوید اى عمو پس بایست که من سزاوارترم به نماز بر پدر خود از تو!
جعفر عقب مى‏رود، کودک بر پدر خویش نماز مى‏گزارد و سپس متوجه ابوالادیان مى‏شود. به او مى‏فرماید جواب نامه‏اى را که با توست ‏به من بده و ابوالادیان آسوده خاطر مى‏گردد که جانشین امام را یافته است.

 


شهادت امام حسن عسکری تسلیت .اجرک الله یا صاحب الزمان الحجه..
حدیث  (۱)  امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ.
عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است

(تحف العقول، ص448)

حدیث (۲) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

من آنَس بِالله اِستوحَشَ مِنَ النّاس
کسی که با خدا مانوس باشد، از مردم گریزان گردد

(مسند الامام العسکری، ص287)

حدیث (۳) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ
تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.

(بحار الانوار، ج78، ص377)
.*.*.*.*.*.*.*.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ایام به هلاکت رسیدن دشمن ترین دشمنان خدا و اهل بیت(علیهم السلام) 

 عمربن الخطاب(لعنة الله علیه)

را به تمام شیعیان و محبان  راستین اهل بیت تبریک و شادباش عرض میکنم.

 

**اللهملعنلجبتوالطاغوت**



الهی! لا تعذبنی، فانی مقر بالذی قد کان منی!

فما لی حیلة، الا رجائی لعفوک، ان عفوت، وحسن ظنی

وکم من زلة لی فی الخطایا، وانت علی ذو فضل ومن

اذا فکرت فی ندمی علیها، عضضت اناملی، وقرعت ‏سنی!

اجن بزهرة الدنیا جنونا، واقطع طول عمری بالتمنی

ولو انی صدقت الزهد عنها، قلبت لاهلها ظهر المجن

یظن الناس بی خیرا، وانی لشر الخلق، ان لم تعف عنی


من قصائد الشافعی..

قصائد الشافعی مدرسه فی الحیاه ...سأتحفکم بالکثیر من روائعه .. تحیاتی


http://www.awzan.com/flash3/elahila.html